أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

301

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

ص 216 ) مقوم را به فتح « و » خواند ، بنا بر آنكه نعت مقطوع « شىء » باشد و در اين صورت ترجمه همان است كه گذشت . و شايد اين ضبط انسب باشد . ( 222 ) 6 - ص 33 س 13 : « با زعفران ساختند » - « با زعفران بياميختند » ( 223 ) 7 - ص 39 س 3 و 4 : « با آبهاى قلهء كوهساران » - « با آب درون صراحى ( شراب ) » ( 224 ) 8 - ص 42 س 15 : « تا او شاد نگردد » - « تا او خشنود نگردد » . ( 225 ) 9 - ص 44 س 5 : تضمين عبارت سعدى است كه سهوا به جاى « صولت » ، « سورت » آمده ، و به جاى « اوان » « ايام » كه لفظا و معنا نزديكند . ( 226 ) 10 - ص 47 س 22 : « و هر دوان بر اندام گلستانها فروغ پاشند » - « و هر دوان در ميان گلستانها بدرخشند » . ( 227 ) 11 - ص 52 س 15 : در ترجمهء اين بيت ( متن چاپى ص 230 س 6 ) ، سهوى شگفت رخ نموده است و از سر خلطى بصرى - ذهنى ، الضباب ، در بيت الضباع ( جمع ضبع ، با فتح « ض » و ضم « ب » كفتار ) پنداشته شده است و بدين گونه بر گردانيده شده . ( اگر چه ، لفظا اگر چنين مىبود ، اين خود تعبيرى بود و معنايى و خود بسته بودن گريبان كفتارها عظمت و سرما و گواهى ) ، اما ضبط متن الضباب ( جمع ضبابه ) است ، يعنى : تارميغ ، نژم ( مقدمة الادب ) و بدين گونه گردانيدهء درست بيت چنين خواهد بود : « روزى است زمهريرى و سرما زدهد ، كه بر [ پيكر ] آن ، گريبان ابرها تكمه شده است . » ( 228 ) 12 - ص 121 س 10 : « دژ قزوين را به فارسى ، كشوين نام بوده است . » در بارهء وجه تسميهء قزوين سخنان چندى است از قدما و متأخران . عبارت مؤلف ( ص 279 - 280 ) با آنچه ساير مآخذ از وى نقل كرده‌اند ، و هم فى حد نفسها ، مغشوش و محرف است . ظاهرا ، و روى هم ، اشاره است به اين مطلب كه مستوفى از « التبيان - ابو عبد اللّه برقى » نقل كرده است كه : « يكى از سلاطين قديم لشكرى به جانب ديلم فرستاد كه در صحراى قزوين صف كشيدند . فرمانده در صف لشكر خللى ديد ، به يكى از اتباع خود گفت : اين كش وين ، يعنى بدين كج نگر و لشكر راست كن . و نام كشوين بر اين موضع بماند . چون آنجا شهر شد كشوين خواندند و اعراب معرب كردند و قزوين گفتند . » تاريخ گزيده ، ص 773 . رجوع شود به مقالهء مبسوط « قزوين » مجلهء بررسيهاى تاريخى ، شمارهء 4 سال 4 ، ص 105 - 106 و بعد . بنا بر اين ، ترديدى كه در پاورقى صفحهء 121 اين ترجمه ، در مورد كلمهء « انذر » آورده شد - و ظاهر عبارت متن ، موجب آن بود - ممكن است منتفى باشد .